موازنه
هموزنیِ واژههای متقابلِ دو مصراع، بدونِ همقافیگی.
اگر واژههای روبهروی هم در دو مصراع هموزن باشند ولی همقافیه نباشند، موازنه است. یعنی ترصیعی که قافیه ندارد.
چطور در تست تشخیصش بدهم؟
همان روشِ ترصیع؛ فقط شرطِ همقافیگی برقرار نیست.
نمونهها
باران رحمت بیحسابش همه را رسیده و خوانِ نعمتِ بیدریغش همهجا کشیده
— سعدی
باران/خوان، رحمت/نعمت، رسیده/کشیده — هموزن اما بیقافیهی کامل.
این آرایه در کتابهای درسی۳۴ شاهد
- به نام کردگار — عطار نیشابوری(بیت ۹)
نمیدانم، نمیدانم، الهیتو دانی و تو دانی، آنچه خواهی
نمیدانم، نمیدانم ⟷ تو دانی و تو دانیساختِ آیینهایِ دو مصراع، هموزن و متقارن.
- رستم و اشکبوس — فردوسی(بیت ۱۰)
به گرزِ گران، دست برد اشکبوسزمین آهنین شد، سپهر آبنوس
زمین آهنین شد ⟷ سپهر آبنوسهموزنیِ واژههای متقابلِ دو پارهی مصراع.
- رستم و اشکبوس — فردوسی(بیت ۲۱)
مرا مادرم نام، مرگِ تو کردزمانه مرا پتکِ ترگِ تو کرد
مرا مادرم نام … کرد ⟷ زمانه مرا پتکِ … کردساختِ همسانِ دو مصراع با فعلِ مشترک.
- مهر و وفا — حافظ(بیت ۱)
هر آن که جانبِ اهلِ وفا نگه داردخداش در همه حال از بلا نگه دارد
جانبِ اهلِ وفا نگه دارد ⟷ از بلا نگه دارددو مصراع با ساختِ همسان؛ کنشِ بنده و پاداشِ خدا آینهی هماند.
- گردآفرید — فردوسی(بیت ۲۳)
رها شد ز بندِ زره، مویِ اویدرفشان چو خورشید شد، رویِ اوی
رها شد ز بندِ زره، مویِ اوی ⟷ درفشان چو خورشید شد، رویِ اویساختِ همسانِ دو مصراع با پایانِ یکسان.
- طوطی و بقّال — مولوی(بیت ۳)
در خطابِ آدمی ناطق بُدیدر نوای طوطیان حاذِق بُدی
در خطابِ آدمی ناطق بُدی ⟷ در نوای طوطیان حاذق بُدیدو مصراع واژهبهواژه متناظر و هموزناند.
- طوطی و بقّال — مولوی(بیت ۱۹)
هر دو گون زنبور خوردند از محللیک شد زان نیش و زین دیگر عسل
زان نیش ⟷ زین دیگر عسلساختِ متقارنِ دو پارهی مصراعِ دوم.
- لطفِ خدا — وحشی بافقی(بیت ۱)
به نامِ چاشنیبخشِ زبانهاحلاوتسنجِ معنی در بیانها
چاشنیبخشِ زبانها ⟷ حلاوتسنجِ معنی در بیانهادو مصراع همساخت و متقارن.
- در امواجِ سِند — مهدی حمیدی شیرازی(بیت ۲۹)
ز مستی بر سرِ هر قطعه زین خاکخدا داند چه اَفسَرها که رفته
چه سرها که رفته ⟷ چه افسرها که رفتهساختِ آیینهای با بیتِ پیشین — پایانبندیِ متقارنِ شعر.
- پروردهٔ عشق — نظامی(بیت ۲)
هر روز خَنیدهنامتر گشتدر شیفتگی تمامتر گشت
خَنیدهنامتر گشت ⟷ تمامتر گشتساختِ همسانِ دو مصراع با فعلِ مشترک.
- پروردهٔ عشق — نظامی(بیت ۴)
خویشان همه در نیاز با اوهر یک شده چارهساز با او
در نیاز با او ⟷ چارهساز با اودو مصراع با پایانِ یکسان و ساختِ متقارن.
- پروردهٔ عشق — نظامی(بیت ۱۳)
دریاب که مبتلایِ عشقمآزاد کن از بلایِ عشقم
مبتلایِ عشقم ⟷ بلایِ عشقمساختِ آیینهای در دو مصراع.
- پروردهٔ عشق — نظامی(بیت ۱۹)
یا رب، به خداییِ خداییتوانگه به کمالِ پادشاییت
به خداییِ خداییت ⟷ به کمالِ پادشاییتدو سوگندِ همساخت.
- بانگِ جَرَس — حمید سبزواری(بیت ۷)
تنگ است ما را خانه، تنگ است ای برادربر جایِ ما بیگانه ننگ است ای برادر
تنگ است … ای برادر ⟷ ننگ است … ای برادردو مصراعِ کاملاً متقارن با پایانِ یکسان.
- بانگِ جَرَس — حمید سبزواری(بیت ۱۴)
آنجا که هر سو صد شهید خفته داردآنجا که هر کویش غمی بنهفته دارد
آنجا که هر سو … دارد ⟷ آنجا که هر کویش … دارددو مصراعِ کاملاً همساخت.
- بانگِ جَرَس — حمید سبزواری(بیت ۱۶)
باید به مژگان رُفت گَرد از طورِ سینینباید به سینه رَفت زین جا تا فلسطین
باید به مژگان رُفت … ⟷ باید به سینه رَفت …ساختِ آیینهای که جناسِ تام را برجسته میکند.
- کاوهٔ دادخواه — فردوسی(بیت ۲۶)
نباشم بدین محضر اندر گوانه هرگز براندیشم از پادشا
نباشم … گوا ⟷ نه هرگز براندیشم …دو نفیِ متوازی که عزمِ کاوه را دو چندان میکند.
- کاوهٔ دادخواه — فردوسی(بیت ۳۹)
همی رفت منزل به منزل چو بادسری پر ز کینه، دلی پر ز داد
سری پر ز کینه ⟷ دلی پر ز داددو پارهی متقارن و همساخت.
- حملهٔ حیدری — باذل مشهدی(بیت ۱۳)
سپَر بر سر آورد شیرِ اِلهعَلَم کرد شمشیر آن اژدها
سپَر بر سر آورد … ⟷ عَلَم کرد شمشیر …دو کنشِ متناظر و همساخت.
- حملهٔ حیدری — باذل مشهدی(بیت ۱۸)
زرِه لَختلَخت و قَبا چاکچاکسَر و رویِ مردان پُر از گَرد و خاک
زرِه لَختلَخت ⟷ قَبا چاکچاکدو پارهی همساخت در یک مصراع.
- حملهٔ حیدری — باذل مشهدی(بیت ۲۵)
پرید از رُخِ کفر، در هند، رنگتپیدند بُتخانهها در فرنگ
پرید … در هند، رنگ ⟷ تپیدند … در فرنگدو مصراعِ متقارن با دو نقطهی جغرافیاییِ دور.
- ملکا ذکرِ تو گویم — سنایی(بیت ۴)
نتوان وصفِ تو گفتن که تو در فهم نگنجینتوان شِبهِ تو گفتن که تو در وهم نیایی
نتوان وصفِ تو گفتن … ⟷ نتوان شِبهِ تو گفتن …دو مصراع واژهبهواژه متناظر و هموزناند.
- دماوندیه — بهار(بیت ۲)
از سیم به سر یکی کُلَهخودز آهن به میان یکی کمربند
از سیم به سر یکی کلهخود ⟷ ز آهن به میان یکی کمربنددو مصراع واژهبهواژه متناظر و هموزناند.
- دماوندیه — بهار(بیت ۵)
با شیرِ سپهر بسته پیمانبا اخترِ سعد کرده پیوند
با شیرِ سپهر بسته پیمان ⟷ با اخترِ سعد کرده پیوندساختِ کاملاً متقارنِ دو مصراع.
- دماوندیه — بهار(بیت ۱۴)
خامُش منشین، سخن همیگویافسرده مباش، خوش همیخند
خامش منشین سخن همیگوی ⟷ افسرده مباش خوش همیخندساختِ کاملاً متقارنِ دو مصراع.
- دماوندیه — بهار(بیت ۱۹)
بگرای چو اژدهای گُرزهبخروش چو شرزهشیرِ اَرغَند
بگرای چو … ⟷ بخروش چو …ساختِ متقارنِ دو مصراع.
- دماوندیه — بهار(بیت ۲۰)
بفکن ز پی این اساسِ تزویربگسل ز هم این نژاد و پیوند
بفکن ز پی … ⟷ بگسل ز هم …ساختِ همسانِ دو فرمان.
- نینامه — مولوی(بیت ۵)
من به هر جمعیّتی نالان شدمجفتِ بدحالان و خوشحالان شدم
نالان شدم ⟷ … شدمساختِ همسانِ دو مصراع با فعلِ مشترک.
- نینامه — مولوی(بیت ۱۰)
آتشِ عشق است کاندر نی فتادجوششِ عشق است کاندر می فتاد
آتشِ عشق است کاندر نی فتاد ⟷ جوششِ عشق است کاندر می فتاددو مصراع واژهبهواژه هموزن و متناظرند.
- نینامه — مولوی(بیت ۱۲)
همچو نی زهری و تریاقی که دید؟همچو نی دمساز و مشتاقی که دید؟
همچو نی … که دید؟ (دو بار)ساختِ کاملاً آیینهایِ دو مصراع.
- نینامه — مولوی(بیت ۱۷)
هر که جز ماهی، ز آبش سیر شدهر که بیروزی است، روزش دیر شد
هر که … شد ⟷ هر که … شدساختِ همسانِ دو مصراع.
- سیمرغ و سیمرغ — عطار نیشابوری(بیت ۶)
وا نیامد در جهان زین راه، کسنیست از فرسنگِ آن آگاه، کس
وا نیامد … کس ⟷ نیست … آگاه، کسدو نفیِ متوازی.
- سیمرغ و سیمرغ — عطار نیشابوری(بیت ۱۳)
هر یکی بینا شود بر قدرِ خویشباز یابد در حقیقت صدرِ خویش
بینا شود بر قدرِ خویش ⟷ باز یابد … صدرِ خویشساختِ همسانِ دو مصراع.
- سیمرغ و سیمرغ — عطار نیشابوری(بیت ۱۵)
هشت جنّت نیز اینجا مُردهای استهفت دوزخ همچو یخ افسردهای است
هشت جنّت … ⟷ هفت دوزخ …دو مصراعِ متقارن با دو عددِ متقابل.