لطفِ خدا
وحشی بافقی — منظومهی فرهاد و شیرین — ابیاتِ آغازین
وحشی خدا را میستاید که مزهبخشِ زبانها و سنجهی معناست: بلندی و پستی به خواستِ اوست، درِ بخششش هرگز بسته نبوده و عالم را چنان سامان داده که سرِ مویی کم و بیش ندارد. پایانبندی، اوجِ فروتنی است — کمالِ عقل آن است که بگوید هیچ نمیدانم.
برگزیدهای از آغازِ «فرهاد و شیرین» است که وحشی به پیرویِ «خسرو و شیرینِ» نظامی سرود. ساختِ بیتها یکسر بر تقارن و تضاد استوار است: بلند/نژند، ادبار/اقبال، روشنایی/تیرهرایی — و همین دوقطبیها به بیتِ پایانی میرسند که خودْ یک متناقضنماست.
- قالب
- مثنوی
- وزن
- مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هَزَجِ مسدّسِ محذوف)
- درونمایه
- ستایشِ خداوند و اقرار به ناتوانیِ عقل
- لحن
- ستایشی و حکیمانه
آرایههای این شعر۱۵ گونهی آرایه، ۲۷ شاهد در ۸ بیت
متن و تحلیلِ بیتبهبیت
- ۳
درِ نابستهی احسان گشاده استبه هر کس آنچه میبایست، داده است
- ۵
اگر لطفش قرینِ حال گرددهمه اِدبارها اِقبال گردد
- ۶
وگر توفیقِ او یک سو نَهَد پاینه از تدبیر کار آید، نه از رای
- ۷
خِرَد را گر نبخشد روشناییبمانَد تا اَبد در تیرهرایی
- ۸
کمالِ عقل آن باشد در این راهکه گوید: نیستم از هیچ آگاه