حسآمیزی
آمیختنِ دو حسِ متفاوت در یک ترکیب.
نسبت دادنِ ویژگیِ یک حس به حسی دیگر: «سخنِ شیرین» (شنوایی + چشایی)، «بوی خوشِ سرد»، «فریادِ سبز». تصویری تازه و غافلگیرکننده میسازد.
چطور در تست تشخیصش بدهم؟
ترکیبِ وصفی یا اضافی را ببین و بپرس صفت مالِ کدام حس است و موصوف مالِ کدام حس. اگر دو حسِ متفاوت بودند، حسآمیزی است.
نمونهها
از این شعرِ ترِ شیرین به کامِ دوست میگویم
— حافظ
شعر (شنیداری) + شیرین (چشایی) + تر (بساوایی).
این آرایه در کتابهای درسی۵ شاهد
- چشمه — نیما یوشیج(بیت ۱۷)
لیک چنان خیره و خاموش ماندکز همه شیرینسخنی گوش ماند
شیرینسخنیآمیختنِ چشایی (شیرین) با شنوایی (سخن).
- لطفِ خدا — وحشی بافقی(بیت ۱)
به نامِ چاشنیبخشِ زبانهاحلاوتسنجِ معنی در بیانها
چاشنیبخشِ زبانهاچاشنی (چشایی) به زبان در معنیِ گفتار (شنوایی) نسبت داده شده — آمیختنِ دو حس.
- لطفِ خدا — وحشی بافقی(بیت ۱)
به نامِ چاشنیبخشِ زبانهاحلاوتسنجِ معنی در بیانها
حلاوتسنجِ معنیشیرینی (چشایی) برای معنا (اندیشه) — دوباره آمیزشِ حس.
- کاوهٔ دادخواه — فردوسی(بیت ۲۰)
سپهبد به گفتارِ او بنگریدشگفت آمدش کان سخنها شنید
به گفتارِ او بنگریدنگریستن (بینایی) به گفتار (شنوایی) نسبت داده شده — آمیختنِ دو حس.
- نینامه — مولوی(بیت ۷)
سرّ من از نالهی من دور نیستلیک چشم و گوش را آن نور نیست
گوش را آن نور نیستنور (بینایی) به گوش (شنوایی) نسبت داده شده — آمیختنِ دو حس.