ارسالالمثل
آوردنِ ضربالمثل در شعر، یا بیتی که خود مَثَل شده است.
گنجاندنِ یک مثلِ رایج در سخن برای تأیید و تأکید. بسیاری از بیتهای سعدی و حافظ خود به مثلِ سایر تبدیل شدهاند.
چطور در تست تشخیصش بدهم؟
اگر بخشی از بیت را در گفتار روزمره هم میشنوی، ارسالالمثل است.
نمونهها
ز گهواره تا گور دانش بجوی
بیتی که خود به مثلِ سایر تبدیل شده است.
بزرگی سراسر به گفتار نیست / دو صد گفته چون نیم کردار نیست
— فردوسی
مصراعِ دوم مثلی است که در گفتارِ روزمره هم بهکار میرود.
این آرایه در کتابهای درسی۱۸ شاهد
- مهر و وفا — حافظ(بیت ۱)
هر آن که جانبِ اهلِ وفا نگه داردخداش در همه حال از بلا نگه دارد
هر آن که جانبِ اهلِ وفا نگه داردبیتی که حکمِ مثل یافته است — مطلعی که خود پند است.
- مهر و وفا — حافظ(بیت ۲)
حدیثِ دوست نگویم مگر به حضرتِ دوستکه آشنا سخنِ آشنا نگه دارد
آشنا سخنِ آشنا نگه داردمصراعی با حکمِ مثل.
- مهر و وفا — حافظ(بیت ۴)
گَرَت هواست که معشوق نگسلد پیماننگاه دار سرِ رشته تا نگه دارد
نگاه دار سرِ رشته تا نگه داردپیامِ محوریِ غزل، در قالبِ مثل.
- مهر و وفا — حافظ(بیت ۶)
چو گفتمش که دلم را نگاه دار، چه گفت؟ز دستِ بنده چه خیزد؟ خدا نگه دارد
خدا نگه داردهمان جملهی رایجِ خداحافظی — ردیف اینجا معنایی تازه میگیرد.
- گردآفرید — فردوسی(بیت ۴۶)
نباشی بس ایمن به بازویِ خویشخورَد گاوِ نادان ز پهلویِ خویش
خورَد گاوِ نادان ز پهلویِ خویشضربالمثلی که در پایانِ درس آورده شده — پیامِ کلِ داستان.
- طوطی و بقّال — مولوی(بیت ۱۷)
کارِ پاکان را قیاس از خود مگیرگرچه باشد در نبشتن، شیر و شیر
کارِ پاکان را قیاس از خود مگیرمصراعی که به مثلِ سایرِ زبانِ فارسی بدل شده است.
- طوطی و بقّال — مولوی(بیت ۲۳)
چون بسی ابلیسِ آدمروی هستپس به هر دستی نشاید داد دست
به هر دستی نشاید داد دستمصراعی که حکمِ مثل یافته است.
- لطفِ خدا — وحشی بافقی(بیت ۸)
کمالِ عقل آن باشد در این راهکه گوید: نیستم از هیچ آگاه
کمالِ عقل آن باشد … که گوید نیستم از هیچ آگاهبیتی با حکمِ مثل و پیامِ فروتنیِ عارفانه.
- نیکی — سعدی(بیت ۷)
کزین پس به کنجی نشینم چو مورکه روزی نخوردند پیلان به زور
روزی نخوردند پیلان به زورمصراعی که حکمِ مثل یافته است.
- نیکی — سعدی(بیت ۱۵)
خدا را بر آن بنده بخشایش استکه خَلق از وجودش در آسایش است
خدا را بر آن بنده بخشایش است / که خلق از وجودش در آسایش استبیتی که حکمِ مثل یافته است.
- نیکی — سعدی(بیت ۱۷)
کسی نیک بیند به هر دو سرایکه نیکی رسانَد به خَلقِ خدای
کسی نیک بیند به هر دو سرای / که نیکی رسانَد به خلقِ خدایبیتِ پایانی و پیامِ کلِ درس؛ به مثلِ سایر بدل شده است.
- پروردهٔ عشق — نظامی(بیت ۱۸)
پروردهٔ عشق شد سرشتمجز عشق مباد سرنوشتم
پروردهٔ عشق شد سرشتم / جز عشق مباد سرنوشتمبیتی که به مثلِ عاشقانه بدل شده است.
- کاوهٔ دادخواه — فردوسی(بیت ۴۷)
از او نامِ ضحّاک چون خاک شدجهان از بدِ او همه پاک شد
جهان از بدِ او همه پاک شدبیتِ پایانی که حکمِ نتیجهی اخلاقیِ داستان را دارد.
- حملهٔ حیدری — باذل مشهدی(بیت ۱۱)
فلک باخت از سهمِ آن جنگ، رنگبوَد سهمگین جنگِ شیر و پلنگ
بوَد سهمگین جنگِ شیر و پلنگمصراعی با حکمِ مثل.
- نینامه — مولوی(بیت ۴)
هر کسی کاو دور ماند از اصلِ خویشبازجوید روزگارِ وصلِ خویش
هر کسی کاو دور ماند از اصلِ خویشبیتی که خود به مثلِ سایر بدل شده است.
- نینامه — مولوی(بیت ۶)
هر کسی از ظنّ خود شد یارِ مناز درونِ من نجست اسرارِ من
هر کسی از ظنّ خود شد یارِ مناز مثلهای سایرِ زبانِ فارسی شده است.
- نینامه — مولوی(بیت ۱۸)
در نیابد حالِ پخته هیچ خامپس سخن کوتاه باید، والسّلام
در نیابد حالِ پخته هیچ خامبیتی که به مثلِ سایر بدل شده است.
- سیمرغ و سیمرغ — عطار نیشابوری(بیت ۲)
جمله گفتند این زمان در روزگارنیست خالی هیچ شهر از شهریار
نیست خالی هیچ شهر از شهریارمصراعی با حکمِ مثل که انگیزهی سفر میشود.