ملکا ذکرِ تو گویم
سنایی — دیوانِ سنایی — توحیدیه
سنایی خداوند را میستاید، صفتهایش را برمیشمرد و سپس اعتراف میکند که او نه در فهم میگنجد و نه در وهم. در پایان امیدوار است که همین توحیدگویی، مایهی رهاییاش از آتش باشد.
برگزیدهای از توحیدیهی بلندِ سنایی است. ساختِ آن یکسر بر تقارن استوار است: بیتها را که زیرِ هم بگذاری، واژهها ستونبهستون با هم هموزن و همقافیهاند — به همین سبب ترصیع و موازنه در این شعر پربسامدترین آرایهاند. نکتهی امتحانی: چون این هفت بیت از دلِ قصیدهای بلند برگزیده شده، برخی منابعِ کمکدرسی قالب را «غزل» مینویسند؛ اصلِ شعر در دیوان، قصیده است.
- قالب
- قصیده (برگزیدهی هفت بیت)
- وزن
- فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمَلِ مثمّنِ مخبون)
- درونمایه
- توحید و تنزیه — ستایشِ خداوند و اقرار به وصفناپذیریِ او
- لحن
- ستایشی و نیایشی، با آهنگی موزون و پرطنین
- قافیه
- خدایی، راهنمایی، سزایی، ثنایی، نیایی، جزایی، رهایی
- ردیف
- —
آرایههای این شعر۱۵ گونهی آرایه، ۳۰ شاهد در ۷ بیت
متن و تحلیلِ بیتبهبیت
- ۱
مَلِکا، ذکرِ تو گویم که تو پاکی و خدایینروم جز به همان ره که توام راهنمایی
- ۲
همه درگاهِ تو جویم، همه از فضلِ تو پویمهمه توحیدِ تو گویم که به توحید سزایی
- ۳
تو حکیمی، تو عظیمی، تو کریمی، تو رحیمیتو نمایندهی فضلی، تو سزاوارِ ثنایی
- ۴
نتوان وصفِ تو گفتن که تو در فهم نگنجینتوان شِبهِ تو گفتن که تو در وهم نیایی
- ۵
همه عزّی و جلالی، همه علمی و یقینیهمه نوری و سروری، همه جودی و جزایی
- ۶
همه غیبی تو بدانی، همه عیبی تو بپوشیهمه بیشی تو بکاهی، همه کمّی تو فزایی
- ۷
لب و دندانِ سنایی همه توحیدِ تو گویدمگر از آتشِ دوزخ بُوَدَش رویِ رهایی