تلمیح
اشارهی گذرا به داستان، آیه، حدیث یا رویدادی مشهور.
گوشهچشمی به یک روایتِ شناختهشده — قرآنی، دینی، اسطورهای یا تاریخی — بیآنکه آن را نقل کنند. با یک نام یا نشانه، انبوهی از معنا به بیت وارد میشود.
چطور در تست تشخیصش بدهم؟
نامِ خاص یا نشانهای داستانی را بجو: یوسف و زلیخا، منصورِ حلاج، سلیمان و مور، رستم و سهراب، آتشِ نمرود.
نمونهها
یوسفِ گمگشته بازآید به کنعان غم مخور
— حافظ
اشاره به داستانِ یوسف در قرآن.
این آرایه در کتابهای درسی۲۲ شاهد
- به نام کردگار — عطار نیشابوری(بیت ۱)
به نامِ کردگارِ هفت افلاککه پیدا کرد آدم از کَفی خاک
پیدا کرد آدم از کَفی خاکاشاره به آفرینشِ حضرت آدم از خاک در قرآن و روایات.
- طوطی و بقّال — مولوی(بیت ۲۳)
چون بسی ابلیسِ آدمروی هستپس به هر دستی نشاید داد دست
ابلیساشاره به داستانِ ابلیس و سرپیچیاش در قرآن.
- نیکی — سعدی(بیت ۱۳)
بخور تا توانی به بازویِ خویشکه سَعیَت بُوَد در ترازویِ خویش
ترازواشاره به میزانِ اعمال در روزِ رستاخیز.
- در امواجِ سِند — مهدی حمیدی شیرازی(بیت ۱۰)
در آن بارانِ تیر و برقِ پولادمیانِ شامِ رستاخیز میگشت
رستاخیزاشاره به روزِ قیامت و آشوبِ آن.
- در امواجِ سِند — مهدی حمیدی شیرازی(بیت ۲۳)
به پیشِ دشمنان اِستاد و جنگیدرهاند از بندِ اهریمن، وطن را
اهریمناشاره به اسطورهی ایرانی و نبردِ همیشگیِ نیکی و بدی.
- بانگِ جَرَس — حمید سبزواری(بیت ۵)
گاهِ سفر شد، باره بر دامن برانیمتا بوسهگاهِ وادیِ ایمَن برانیم
وادیِ ایمَناشاره به سرزمینِ مقدّسی که موسی در آن ندای حق را شنید.
- بانگِ جَرَس — حمید سبزواری(بیت ۶)
وادی پر از فرعونیان و قِبطیان استموسی جلودار است و نیل اندر میان است
فرعونیان، قِبطیان، موسی، نیلتلمیحِ فشرده به کلِ داستانِ خروجِ بنیاسرائیل — چهار نشانه در یک بیت.
- بانگِ جَرَس — حمید سبزواری(بیت ۸)
فرمان رسید این خانه از دشمن بگیریدتخت و نگین از دستِ اهریمن بگیرید
تخت و نگین … اهریمناشاره به داستانِ ربوده شدنِ انگشتریِ سلیمان به دستِ دیو.
- بانگِ جَرَس — حمید سبزواری(بیت ۹)
یعنی کلیم آهنگِ جانِ سامری کردای یاوران، باید ولی را یاوری کرد
کلیم … سامریاشاره به داستانِ گوسالهی سامری و خشمِ موسی.
- بانگِ جَرَس — حمید سبزواری(بیت ۱۶)
باید به مژگان رُفت گَرد از طورِ سینینباید به سینه رَفت زین جا تا فلسطین
طورِ سینیناشاره به کوهِ سینا و مناجاتِ موسی.
- بانگِ جَرَس — حمید سبزواری(بیت ۱۸)
تکبیرزن، لبّیکگو، بنشین به رهوارمقصد دیارِ قدس، همپایِ جلودار
لبّیکاشاره به تلبیهی حاجیان — سفر به قدس، حجی دیگر خوانده میشود.
- کاوهٔ دادخواه — فردوسی(بیت ۱۹)
که گر هفت کشور به شاهیِ تو راستچرا رنج و سختی همه بهرِ ماست؟
هفت کشوراشاره به تقسیمِ کهنِ جهان به هفت اقلیم.
- کاوهٔ دادخواه — فردوسی(بیت ۳۴)
بپویید کاین مِهتر آهرمن استجهانآفرین را به دل دشمن است
آهرمن / جهانآفریناشاره به نبردِ ازلیِ نیکی و بدی در باورِ ایرانی.
- کاوهٔ دادخواه — فردوسی(بیت ۴۵)
بر آن گُرزهٔ گاوسر دست بُردبزد بر سرش، تَرگ بشکست خُرد
گُرزهٔ گاوسراشاره به گرزِ نامدارِ فریدون که سرش به شکلِ گاو بود.
- کاوهٔ دادخواه — فردوسی(بیت ۴۶)
بیاورد ضحّاک را چون نَوَندبه کوهِ دماوند کردش به بند
به کوهِ دماوند کردش به بنداشاره به اسطورهی به بند کشیده شدنِ ضحّاک در دماوند.
- حملهٔ حیدری — باذل مشهدی(بیت ۲۲)
برافراخت پس دستِ خیبَرگُشاپیِ سر بریدن بیفشرد پا
خیبَرگُشااشاره به گشودنِ درِ قلعهی خیبر به دستِ علی (ع).
- ملکا ذکرِ تو گویم — سنایی(بیت ۷)
لب و دندانِ سنایی همه توحیدِ تو گویدمگر از آتشِ دوزخ بُوَدَش رویِ رهایی
آتشِ دوزخاشاره به کیفرِ اخروی در قرآن و روایات.
- دماوندیه — بهار(بیت ۱)
ای دیوِ سپیدِ پای در بندای گنبدِ گیتی، ای دماوند
دیوِ سپیداشاره به دیوِ سپیدِ مازندران در هفتخانِ رستم — که او نیز به بند کشیده شد.
- دماوندیه — بهار(بیت ۵)
با شیرِ سپهر بسته پیمانبا اخترِ سعد کرده پیوند
شیرِ سپهر، اخترِ سعداشاره به باورهای نجومی و احکامِ ستارگان.
- نینامه — مولوی(بیت ۱۳)
نی حدیثِ راهِ پرخون میکندقصّههای عشقِ مجنون میکند
عشقِ مجنوناشاره به داستانِ لیلی و مجنون — نمادِ عشقِ سوزان و بیسرانجام.
- سیمرغ و سیمرغ — عطار نیشابوری(بیت ۵)
گفت ما را هفت وادی در ره استچون گذشتی هفت وادی، درگه است
هفت وادیاشاره به هفت مرحلهی سلوکِ عرفانی — چارچوبِ کلِ منطقالطیر.
- سیمرغ و سیمرغ — عطار نیشابوری(بیت ۱۵)
هشت جنّت نیز اینجا مُردهای استهفت دوزخ همچو یخ افسردهای است
هشت جنّت / هفت دوزخاشاره به شمارِ سنّتیِ بهشتها و دوزخها.