نماد
نامهای دیگر: سمبل
واژهای که علاوه بر معنیِ خود، بر مفهومی گسترده و چندلایه دلالت میکند.
نشانهای که معنیِ ظاهریاش را نگاه میدارد اما در بافتِ فرهنگی بر مفهومی فراتر دلالت میکند و — برخلافِ استعاره — معنایش قطعی و یگانه نیست. در شعرِ معاصر، «شب» نمادِ اختناق و «سحر» نمادِ آزادی است.
چطور در تست تشخیصش بدهم؟
اگر یک واژه در سراسرِ شعر تکرار شود و معنایش از یک تشبیهِ ساده فراتر برود و چند تفسیر بپذیرد، نماد است. نماد وابسته به بافتِ اجتماعی و فرهنگی است.
نمونهها
شب
در ادبیاتِ پایداری، نمادِ ستم و خفقان.
ققنوس
— نیما یوشیج
نمادِ شاعر و تولدِ دوباره.
این آرایه در کتابهای درسی۱۱ شاهد
- بانگِ جَرَس — حمید سبزواری(بیت ۱)
وقت است تا برگِ سفر بر باره بندیمدل بر عبور از سدِّ خار و خاره بندیم
سفرنمادِ مبارزه و جهاد — سراسرِ شعر بر همین نماد سوار است.
- بانگِ جَرَس — حمید سبزواری(بیت ۶)
وادی پر از فرعونیان و قِبطیان استموسی جلودار است و نیل اندر میان است
فرعونیاننمادِ ستمگرانِ امروز؛ و «موسی» نمادِ رهبر.
- بانگِ جَرَس — حمید سبزواری(بیت ۹)
یعنی کلیم آهنگِ جانِ سامری کردای یاوران، باید ولی را یاوری کرد
سامرینمادِ فریبکار و منحرفکنندهی مردم.
- بانگِ جَرَس — حمید سبزواری(بیت ۱۰)
حکمِ جلودار است بر هامون بتازیدهامون اگر دریا شود از خون، بتازید
جلودارنمادِ رهبر — واژهای که در سراسرِ شعر تکرار میشود.
- بانگِ جَرَس — حمید سبزواری(بیت ۱۸)
تکبیرزن، لبّیکگو، بنشین به رهوارمقصد دیارِ قدس، همپایِ جلودار
جلوداربازگشتِ نمادِ رهبر در بیتِ پایانی — حلقهی بستهی شعر.
- کاوهٔ دادخواه — فردوسی(بیت ۳۱)
همان کاوه آن بر سرِ نیزه کردهمانگه ز بازار برخاست گرد
چرمِ آهنگری بر سرِ نیزهزایشِ «درفشِ کاویانی» — نمادِ قیامِ مردمی. ابزارِ کار به پرچمِ انقلاب بدل میشود.
- مست و هشیار — پروین اعتصامی(بیت ۲)
گفت: مستی، زان سبب افتان و خیزان میرویگفت: جرمِ راه رفتن نیست، ره هموار نیست
ره هموار نیست«راهِ ناهموار» نمادِ جامعهی فاسد است؛ کجیِ رفتار را به کجیِ روزگار بازمیگرداند.
- نینامه — مولوی(بیت ۱)
بشنو این نی چون شکایت میکنداز جداییها حکایت میکند
نینمادِ انسانِ کامل — و در معنایی گستردهتر، هر جانِ جدامانده از اصل.
- نینامه — مولوی(بیت ۲)
کز نیستان تا مرا ببریدهانددر نفیرم مرد و زن نالیدهاند
نیستاننمادِ جهانِ الهی و خاستگاهِ جان — جایی که روح پیش از هبوط بود.
- سیمرغ و سیمرغ — عطار نیشابوری(بیت ۱)
مجمعی کردند مرغانِ جهانآنچه بودند آشکارا و نهان
مرغاننمادِ سالکان و جویندگانِ حقیقت — ستونِ رمزیِ کلِ منظومه.
- سیمرغ و سیمرغ — عطار نیشابوری(بیت ۲۲)
چون نگه کردند آن سیمرغ، زودبیشک این سیمرغ آن سیمرغ بود
سیمرغنمادِ حق و حقیقتِ مطلق.