واجآرایی
نامهای دیگر: نغمهی حروف، همحروفی
تکرارِ یک واج (صامت یا مصوّت) در یک بیت که موسیقی میسازد.
تکرارِ آگاهانهی یک واج در کلام، بهگونهای که آهنگی خوش پدید آورد. تکرارِ صامت را «همحروفی» و تکرارِ مصوّت را «همصدایی» میگویند.
چطور در تست تشخیصش بدهم؟
حرفها را بشمار. اگر یک صامت (مثلِ «س» یا «ش») یا یک مصوّتِ بلند (آ، ای، او) بیش از حدِ معمول تکرار شده، واجآرایی است. معیارِ کتابِ درسی: تکرارِ محسوس و موسیقیساز.
نمونهها
رشتهٔ تسبیحِ اگر بگسست، معذورم بدار
— سعدی
تکرارِ «س» و «ت».
خیزید و خز آرید که هنگامِ خزان است
— منوچهری
تکرارِ چشمگیرِ واجِ «خ» و «ز».
این آرایه در کتابهای درسی۱۶ شاهد
- به نام کردگار — عطار نیشابوری(بیت ۱)
به نامِ کردگارِ هفت افلاککه پیدا کرد آدم از کَفی خاک
کردگار / کرد / کَف / خاکتکرارِ واجِ «ک» موسیقیِ درونیِ بیت را میسازد.
- چشمه — نیما یوشیج(بیت ۱۲)
دید یکی بحرِ خروشندهایسهمگنی، نادره جوشندهای
خروشنده / جوشندهتکرارِ واجِ «ش» و ساختِ همسانِ دو واژه.
- رستم و اشکبوس — فردوسی(بیت ۶)
دلیری کجا نامِ او اشکبوسهمی برخروشید بر سانِ کوس
برخروشید / بر سانِتکرارِ واجِ «ر» و «س».
- رستم و اشکبوس — فردوسی(بیت ۱۱)
برآهیخت رهّام، گرزِ گرانغمی شد ز پیکار، دستِ سران
گرزِ گران / غمی … سرانتکرارِ واجِ «ر» و «گ».
- رستم و اشکبوس — فردوسی(بیت ۲۴)
پیاده، ندیدی که جنگ آوردسرِ سرکشان، زیرِ سنگ آورد؟
سرِ سرکشان … سنگتکرارِ چشمگیرِ واجِ «س».
- مهر و وفا — حافظ(بیت ۷)
سر و زر و دل و جانم فدای آن یاریکه حقِّ صحبتِ مهر و وفا نگه دارد
سر و زر و دل و جانآهنگِ تندِ حاصل از واژههای کوتاهِ پیاپی.
- خاکِ آزادگان — سپیده کاشانی(بیت ۷)
کنون رودِ خلق است، دریای جوشانهمه خوشهی خشم شد خرمنِ من
خوشهی خشم … خرمنتکرارِ واجِ «خ» — آوایی تند و پرخاشگر.
- گردآفرید — فردوسی(بیت ۱۵)
سرِ نیزه را سوی سهراب کردعنان و سِنان را پر از تاب کرد
عنان / سنانهمآواییِ چشمگیرِ دو واژه.
- گردآفرید — فردوسی(بیت ۱۸)
چو بر زین بپیچید گردآفریدیکی تیغِ تیز از میان برکشید
تیغِ تیزتکرارِ واجِ «ت» — تصویرِ برندگی.
- در امواجِ سِند — مهدی حمیدی شیرازی(بیت ۴)
نهان میگشت رویِ روشنِ روزبه زیرِ دامنِ شب، در سیاهی
رویِ روشنِ روزتکرارِ چشمگیرِ واجِ «ر».
- در امواجِ سِند — مهدی حمیدی شیرازی(بیت ۵)
در آن تاریکشب میگشت پنهانفروغِ خرگهِ خوارزمشاهی
خرگهِ خوارزمشاهیتکرارِ واجِ «خ» — آوایی سنگین، همرنگِ فضای شعر.
- کاوهٔ دادخواه — فردوسی(بیت ۲۷)
خروشید و برجَست لرزان ز جایبدَرّید و بسپُرد محضر به پای
خروشید / بدَرّید / بسپُردتکرارِ واجِ «ر» و «د» — آوایی خشن، همرنگِ خشم.
- حملهٔ حیدری — باذل مشهدی(بیت ۹)
به سویِ هُژَبرِ ژیان کرد روبه پیشش برآمد شهِ جنگجو
هُژَبرِ ژیانتکرارِ واجِ «ژ» — آوایی خشن و درنده.
- حملهٔ حیدری — باذل مشهدی(بیت ۱۶)
نهادند آوردگاهی چنانکه کم دیده باشد زمین و زمان
زمین و زمانهمآواییِ دو واژه.
- دماوندیه — بهار(بیت ۱۹)
بگرای چو اژدهای گُرزهبخروش چو شرزهشیرِ اَرغَند
شرزهشیرِ اَرغَندتکرارِ واجِ «ش» و «ر» — آوایی خشن، همرنگِ معنا.
- نینامه — مولوی(بیت ۲)
کز نیستان تا مرا ببریدهانددر نفیرم مرد و زن نالیدهاند
نیستان / نفیر / نالیدهتکرارِ واجِ «ن» — آوایی که خودِ ناله را تقلید میکند.