جناسِ تام
نامهای دیگر: جناسِ همسان
دو واژهی کاملاً همشکل و همآوا با دو معنیِ متفاوت.
یکسانیِ کاملِ دو واژه در نوشتار و تلفّظ، اما اختلافِ آنها در معنا. لذّتِ این آرایه از غافلگیریِ معنایی میآید.
چطور در تست تشخیصش بدهم؟
واژهی تکراری را ببین و معنایش را در هر دو جا بسنج. اگر معنی فرق کرد → جناسِ تام؛ اگر یکی بود → تکرار.
نمونهها
بهرام که گور میگرفتی همه عمر / دیدی که چگونه گور بهرام گرفت
— خیام
«گور» نخست به معنیِ گورخر و سپس به معنیِ قبر.
این آرایه در کتابهای درسی۱۰ شاهد
- رستم و اشکبوس — فردوسی(بیت ۳۹)
بزد بر بر و سینهی اشکبوسسپهر آن زمان، دستِ او داد بوس
بر / بر«بَر» (حرفِ اضافه) و «بَر» (سینه) — جناسِ تام در یک مصراع.
- طوطی و بقّال — مولوی(بیت ۱۷)
کارِ پاکان را قیاس از خود مگیرگرچه باشد در نبشتن، شیر و شیر
شیر و شیردو واژهی کاملاً همنویسه با دو معنای یکسر متفاوت — شیرِ خوردنی و شیرِ درنده. نمونهی درسیِ جناسِ تام.
- در امواجِ سِند — مهدی حمیدی شیرازی(بیت ۲۹)
ز مستی بر سرِ هر قطعه زین خاکخدا داند چه اَفسَرها که رفته
سر (بیتِ پیشین) / سرِ هر قطعه«سر» یکبار به معنیِ جان و یکبار به معنیِ «بر سرِ» — دو معنای یکسر متفاوت.
- بانگِ جَرَس — حمید سبزواری(بیت ۱۳)
جانانِ من برخیز بر جولان برانیمزان جا به جولان تا خطِّ لبنان برانیم
جولان / جولان«جولان» نخست به معنیِ تاختوتاز و دوم نامِ بلندیهای جولان — دو معنای یکسر متفاوت از یک واژه.
- بانگِ جَرَس — حمید سبزواری(بیت ۱۶)
باید به مژگان رُفت گَرد از طورِ سینینباید به سینه رَفت زین جا تا فلسطین
رُفت / رَفت«رُفت» یعنی روبید و «رَفت» یعنی رفتن — دو واژهی همنویسه با دو معنای متفاوت.
- کاوهٔ دادخواه — فردوسی(بیت ۲۹)
همی بر خروشید و فریاد خواندجهان را سراسر سوی داد خواند
خواند / خواندیکبار به معنیِ «بانگ زد» و یکبار به معنیِ «دعوت کرد» — دو معنای متفاوت از یک صورت.
- نینامه — مولوی(بیت ۹)
آتش است این بانگِ نای و نیست بادهر که این آتش ندارد، نیست باد
نیست باد / نیست باددر مصراعِ اول «باد نیست» و در مصراعِ دوم «نابود باد» — یکی از مشهورترین جناسهای تامِ ادبِ فارسی.
- نینامه — مولوی(بیت ۱۱)
نی، حریفِ هر که از یاری بریدپردههایش پردههای ما درید
پردههایش / پردههای ما«پرده»ی نخست: سوراخ و نغمهی نی؛ «پرده»ی دوم: حجابِ راز. یک واژه، دو معنای یکسر متفاوت.
- سیمرغ و سیمرغ — عطار نیشابوری(بیت ۲۲)
چون نگه کردند آن سیمرغ، زودبیشک این سیمرغ آن سیمرغ بود
سیمرغ / سیمرغمشهورترین جناسِ تامِ ادبِ فارسی: «سی مرغ» (شمار) و «سیمرغ» (نامِ پرندهی اسطورهای) در نوشتار یکیاند و در معنا دو چیز. کلِ منظومه برای همین یک بیت ساخته شده است.
- سیمرغ و سیمرغ — عطار نیشابوری(بیت ۲۳)
خویش را دیدند سیمرغِ تمامبود خود سیمرغ، سیمرغِ تمام
سیمرغ / سیمرغدوباره همان جناس، این بار در ساختی وارونه.