حُسنِ تعلیل
آوردنِ علتی ادبی و خیالی — و نه علمی — برای یک پدیده.
شاعر برای امری واقعی، سببی شاعرانه و ساختگی میتراشد که زیباتر از علتِ حقیقی است؛ مثلاً میگوید آسمان از غمِ ما میگرید (بهجای توضیحِ هواشناسی).
چطور در تست تشخیصش بدهم؟
دنبالِ واژههای تعلیل بگرد: «زیرا»، «که»، «از بهرِ آنکه»، «تا». سپس بپرس آیا این علت علمی است یا خیالی؟ خیالی → حسنِ تعلیل.
نمونهها
شب از بهرِ آن شد سیهروی و زار / که تا صبح، دیدارِ او را برد
علتِ خیالی برای سیاهیِ شب.
این آرایه در کتابهای درسی۸ شاهد
- به نام کردگار — عطار نیشابوری(بیت ۷)
گل از شوقِ تو خندان در بهار استاز آنش رنگهای بیشمار است
از آنش رنگهای بیشمار استعلتِ رنگارنگیِ گل را «شوقِ الهی» میداند — علتی ادبی و خیالی، نه علمی.
- چشمه — نیما یوشیج(بیت ۹)
گل، به همه رنگ و برازندگیمیکند از پرتوِ من زندگی
از پرتوِ من زندگیعلتِ خیالی و شاعرانه برای شادابیِ گل.
- گردآفرید — فردوسی(بیت ۱۶)
برآشفت سهراب و شد چون پلنگچو بدخواهِ او چارهگر بُد به جنگ
چو بدخواهِ او چارهگر بُد به جنگعلتِ خشمِ سهراب، چارهگریِ حریف دانسته شده است.
- مست و هشیار — پروین اعتصامی(بیت ۲)
گفت: مستی، زان سبب افتان و خیزان میرویگفت: جرمِ راه رفتن نیست، ره هموار نیست
جرمِ راه رفتن نیست، ره هموار نیستعلتی تازه و هوشمندانه برای لغزش میتراشد — نه از من، از راه.
- دماوندیه — بهار(بیت ۳)
تا چشمِ بشر نبیندت رویبنهفته به ابر، چهرِ دلبند
تا چشمِ بشر نبیندت روی / بنهفته به ابرعلتی شاعرانه برای ابرگرفتگیِ قله: کوه نمیخواهد دیده شود. علتِ علمی (سرما و بخار) کنار گذاشته شده است.
- دماوندیه — بهار(بیت ۴)
تا وارَهی از دَمِ ستورانوین مردمِ نحسِ دیومانند
تا وارَهی از دَمِ ستورانادامهی همان علتِ خیالی از بیتِ پیشین.
- دماوندیه — بهار(بیت ۱۱)
تو قلبِ فسردهی زمینیاز درد ورم نموده یک چند
از درد ورم نمودهعلتی شاعرانه برای برآمدگیِ کوه: ورمِ ناشی از درد.
- دماوندیه — بهار(بیت ۱۲)
تا درد و ورم فرونشیندکافور بر آن ضِماد کردند
کافور بر آن ضِماد کردندعلتِ خیالیِ برفِ قله: مرهمی بر ورمِ دردناکِ زمین. اوجِ حسنِ تعلیل در این شعر.