علم معانییازدهمدوازدهم
تقدیم و تأخیر
نامهای دیگر: جابهجاییِ اجزای جمله، هنجارگریزیِ نحوی
جابهجا کردنِ ترتیبِ عادیِ اجزای جمله برای تأکید یا وزن.
در فارسی ترتیبِ عادی «نهاد + مفعول + فعل» است. شاعر برای رعایتِ وزن یا برجسته کردنِ یک جزء، این ترتیب را میشکند.
چطور در تست تشخیصش بدهم؟
جمله را به نثرِ معیار برگردان؛ اگر ترتیب عوض شد، تقدیم و تأخیر داشتهای.
نمونهها
شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد / فریبنده زاد و فریبا بمیرد
— حمیدی شیرازی
ترتیبِ معیار «شنیدم که قوی زیبا چون بمیرد» است؛ جابهجایی برای وزن و تأکید.
این آرایه در کتابهای درسی۲ شاهد
- در امواجِ سِند — مهدی حمیدی شیرازی(بیت ۲)
ز هر سو بر سواری غلت میخوردتنِ سنگینِ اسبی تیرخورده
بر سواری غلت میخورد / تنِ سنگینِ اسبینهاد به مصراعِ دوم رانده شده تا تصویر با ضربه بیاید.
- دماوندیه — بهار(بیت ۱۰)
نی نی، تو نه مشتِ روزگاریای کوه، نیاَم ز گفته خرسند
نیاَم ز گفته خرسندترتیبِ معیار «از گفته خرسند نیستم» است؛ جابهجایی برای وزن و تأکید.