علم معانیدهمیازدهم
حذف
نامهای دیگر: حذف به قرینه
انداختنِ بخشی از جمله که خواننده خود آن را درمییابد.
حذفِ فعل، نهاد یا واژهای دیگر بهکمکِ قرینهی لفظی (که در متن آمده) یا معنوی (که از معنا فهمیده میشود). ایجاز میآفریند.
چطور در تست تشخیصش بدهم؟
جمله را کامل بخوان؛ اگر جای خالی حس کردی و توانستی از بیتِ پیشین یا معنا پُرش کنی، حذف است.
نمونهها
یکی را گفتند: عالِم بیعمل به چه ماند؟ گفت: به زنبورِ بیعسل.
— سعدی
در پاسخ، فعلِ «ماند» به قرینهی لفظی حذف شده است.
این آرایه در کتابهای درسی۳ شاهد
- گردآفرید — فردوسی(بیت ۳۶)
همیرفت و سهراب با او به همبیامد به درگاهِ دژ، گژدهم
سهراب با او به هم [میرفت]حذفِ فعل به قرینهی لفظیِ «همیرفت».
- کاوهٔ دادخواه — فردوسی(بیت ۳)
هنر خوار شد، جادوی ارجمندنهان راستی، آشکارا گزند
جادوی ارجمند [شد]حذفِ فعل به قرینهی لفظیِ «شد».
- کاوهٔ دادخواه — فردوسی(بیت ۲۳)
چو برخواند کاوه همه محضرشسَبُک سوی پیرانِ آن کشورش
سَبُک سوی پیران … [روی کرد]حذفِ فعل به قرینهی معنوی — شتابِ روایت را میسازد.