بدیع لفظییازدهم
قلب
نامهای دیگر: واژگونه
دو واژه که واجهایشان یکی است اما ترتیبشان وارونه.
گونهای جناس که در آن حروفِ دو واژه یکساناند ولی چینشِ آنها جابهجا شده است: «گنج/جنگ»، «راست/تارس»، «درد/رد».
چطور در تست تشخیصش بدهم؟
حروفِ دو واژه را مرتب کن؛ اگر مجموعهی حروف یکی بود، قلب است.
نمونهها
گنج / جنگ
وارونگیِ کاملِ ترتیبِ واجها.
این آرایه در کتابهای درسی۳ شاهد
- در امواجِ سِند — مهدی حمیدی شیرازی(بیت ۲۴)
شبی را تا شبی با لشکری خُردز تنها سر، ز سرها خُود افکند
ز تنها سر، ز سرها خُودزنجیرهای که واژهی پایانِ هر پاره، آغازِ پارهی بعد میشود.
- نینامه — مولوی(بیت ۸)
تن ز جان و جان ز تن مستور نیستلیک کس را دیدِ جان دستور نیست
تن ز جان و جان ز تنوارونه شدنِ ترتیبِ دو واژه در یک مصراع — قرینهسازیِ آیینهای.
- سیمرغ و سیمرغ — عطار نیشابوری(بیت ۲۳)
خویش را دیدند سیمرغِ تمامبود خود سیمرغ، سیمرغِ تمام
سیمرغِ تمام ⟷ سیمرغِ تماموارونگیِ آیینهای: جوینده و مقصود جای هم مینشینند.