بدیع معنوییازدهم
لف و نشر
آوردنِ چند واژه، سپس آوردنِ متعلّقاتشان به همان ترتیب یا برعکس.
نخست دو یا چند چیز را میآورند (لفّ = پیچیدن) و سپس توضیح یا متعلَّقِ هرکدام را (نشر = گستردن). اگر ترتیبِ بخشِ دوم همانِ بخشِ نخست باشد «مرتّب» و اگر درهم باشد «مشوّش» است.
چطور در تست تشخیصش بدهم؟
شمارهگذاری کن: مصراعِ اول ۱ و ۲؛ مصراعِ دوم ۱ و ۲. اگر جفتها با هم متناظر شدند، لف و نشر داری.
نمونهها
به روز نبرد آن یل ارجمند / به شمشیر و خنجر، به گرز و کمند / برید و درید و شکست و ببست / یلان را سر و سینه و پا و دست
— فردوسی
لف و نشرِ مرتّبِ چهارتایی: شمشیر→برید، خنجر→درید، گرز→شکست، کمند→ببست.
این آرایه در کتابهای درسی۱ شاهد
- کاوهٔ دادخواه — فردوسی(بیت ۲۷)
خروشید و برجَست لرزان ز جایبدَرّید و بسپُرد محضر به پای
خروشید/برجَست ⟷ بدَرّید/بسپُرددو کنش در مصراعِ اول و دو کنشِ متناظر در مصراعِ دوم.