بدان ای بسر که حق سبحانه و تعالی این جهان را بحکمت آفرید، نه خیره آفرید، کی بر موجب عدل آفرید و بر موجب حکمت، چون دانستی که هستی به از نیستی و صلاح به از فساد و زیادت به از نقصان و خوب به از زشت و بر هر دو دانا و توانا بود و آنچ بود به بود و به کرد، برخلاف دانش خود نکرد و بهنگام کرد و آنچ در موجب عدل بود و بر موجب جهل و فساد (ص ۱۳) و گزاف نکرد و ننهاد، پس نهادش بر موجب حکمت آمد تا چنانک زیباتر بود بنگاشت، چنانک توانا بود بیآفتاب روشنائی دهد و بی ابر باران دهد، بی طبایع ترکیب کند و بی ستاره تأثیر، نیک و بد بر عالم بدید کند و چون کار بر موجب حکمت آمد بیواسطه هیچ بیدا نکرد و واسطه سبب کرد و نظام کون را چون واسطه برخیزد و(۱) شرف منزلت ترتیب برخیزد، چون ترتیب و منزلت نبود نظام نبود و فعل را نظام لابد بود، آن واسطه نیز لازم بود، واسطه بدید کرد تا یکی قاهر بود و یکی مقهور و یکی روزی خواره بود و یکی روزی دهنده و این دوی که بر یکی خدای گواه بود. بس تو چون واسطه بینی و نه بینی نگر تا بواسطه بنگری و کم و بیش از واسطه نبینی، از خداونه واسطه بینی و اگر زمین بر ندهد تا وان بر زمین منه و اگر ستاره داد ندهد تاوان بر ستاره منه که ستاره از داد و بیداد چندان آگاه است که زمین از بر دادن، چون زمین را آن توان نیست که تخم نوش در وی افکنی زهربار آرد، ستاره را نیز هم چنانست. نیکی نمای بد نتواند نمودن.
چون جهان بحکمت آراسته شد آراسته را زینت لابد باشد بس درنگر درین جهان تا زینت وی را بینی از نبات و حیوان و خورشها و بوششها و انواع خوبی که این همه زینتی است از موجب حکمت بدید کرده، چنانک در کلام خود میگوید: و ما خلقنا السموات و الارض و ما بنها لاعین ما خلقنا هما الا بالحق.(۲) (ص ۱۴) چون دانستی که حق سبحانه و تعالی
ظاهراً واو زائدست
قرآن کریم، سوره الصفان، آیهٔ ۳۸ و ۳۹
جهان را بیهودی نیافرید بیهوده باشد که داد نعمت و روزی نا داده، ماند و روزی آنست که روزی بروزی خواره دهی تا بخورد، داد چنین بود، مردم آفرید تا روزی خورد و چون مردم بدید کرد تمامی نعمت مردم بود و مردم را لابد بود از سیاست و ترتیب، سیاست و ترتیب بی راهنمائی خام بود که هر گه روزی خواری که روزی بی ترتیب و عدل خورد سباس روزی دهنده نداند و این عیب روزی دهنده را بود که روزی خویش بی دانشان دهد و روزی ده بی عیب بود و روزی خواره را بی دانش نگذاشت چنانک در قرآن میگوید: علم الانسان مالم یعلم (۱) و در میان مردم بیغامبران را فرستاد تا راه دانش و ترتیب روزی خوردن و شکر روزی ده بمردم آموختند، تا آفرینش این جهان بعدل بود و تمامی عدل بحکمت و این حکمت نعمت و تمامی نعمت بروزی خواره و تمامی روزی خواره به بیغامبران راه نمود و برروزی خواره چندان فضل است که روزی خوراه را بر روزی راه نماید. پس چون از خرد برنگری چندان حرمت و شفقت و آرزو که روزی خواره را بر نعمت و روزی است واجب کند که حق راه نمای خویش بشناسی و روزی ده خویش را منت داری و فرستادگان او را حق شناسی و دست بایشان زنی و همه بیغامبران را براست گویی داری از آدم تا بیغامبر ما صلوات الله علیهم اجمعین فرمان بردار باشی (ص ۱۵) بر دین و شکر منعم بتمامی بگزاری و حق فرایض نگاهداری تا نیک نام و ستوده باشی.
حاشیهنویسی
با ادب و دقت بنویس — فقط متنِ فارسی پذیرفته میشود.
در حال بارگذاری حاشیهها…