برخی کتابها را میخوانیم و کنار میگذاریم؛ برخی دیگر سالها بر بالینِ ما میمانند. «پیامبر»، نوشتهی خلیل جبران، از دستهی دوم است — کتابِ کوچکی که بیش از صد سال پیش منتشر شد و از آن زمان تاکنون به بیش از صد زبان ترجمه شده و میلیونها نسخه فروخته است. جبران، این شاعر و نقاشِ لبنانی-آمریکایی، توانست حکمتِ کهنِ شرق را در زبانی چنان ساده و شاعرانه بریزد که هم خوانندهی نیویورکی آن را از آنِ خود بداند و هم خوانندهی ایرانی. راز این جهانیشدن در چیست؟
از بشرّیِ لبنان تا بوستون
جبران خلیل جبران در سالِ ۱۸۸۳ در روستای کوهستانیِ بشرّی، در کوهستانِ لبنان، زاده شد؛ در خانوادهای مسیحیِ مارونی. دوازدهساله بود که همراهِ مادر و خواهر و برادرش به آمریکا مهاجرت کرد و در بوستون ساکن شد. این کودکِ مهاجر که در آغاز واژهای انگلیسی نمیدانست، بهزودی استعدادِ شگرفِ خود را در نقاشی و نویسندگی نشان داد. جبران بعدها برای آموختنِ هنر به پاریس رفت و در فضای هنریِ پُرجوششِ آن شهر بالید. او تا پایانِ عمر میانِ دو جهان زیست: میراثِ عربی و مسیحیِ شرق، و زندگیِ مدرنِ غرب — و همین دوگانگی به آثارش ژرفای ویژهای بخشید.
جبران هم به عربی نوشت و هم به انگلیسی. آثارِ عربیِ او در جهانِ عرب اثری ماندگار گذاشت و او را از پیشگامانِ نوگراییِ ادبیاتِ عربِ معاصر ساخت. اما شهرتِ جهانیِ او بیشتر از راهِ نوشتههای انگلیسیاش آمد؛ بهویژه کتابی که نامش با نامِ جبران گره خورده است.
«پیامبر»؛ بیستوشش خطابهی حکمت
کتابِ «پیامبر» در سالِ ۱۹۲۳ در نیویورک منتشر شد. ساختارِ آن ساده و درعینِحال هوشمندانه است: مردی حکیم بهنامِ «اَلمُصطفی» که سالها در شهرِ خیالیِ اورفالیز غریب بوده، اکنون که کشتی برای بازگرداندنش به وطن آمده، در آستانهی وداع است. مردمِ شهر گردِ او جمع میشوند و از او میخواهند پیش از رفتن، از رازهای زندگی بگوید. المصطفی در بیستوشش خطابهی کوتاه و شاعرانه، دربارهی عشق، ازدواج، فرزندان، کار، شادی و اندوه، آزادی، دوستی و مرگ سخن میگوید. هر خطابه شعری است به نثر؛ آهنگین، موجز و سرشار از تصویر.
مشهورترین بخشِ کتاب، سخنِ المصطفی دربارهی فرزندان است — سطرهایی که امروز در سراسرِ جهان در مراسمِ گوناگون خوانده میشود:
فرزندانِ شما، فرزندانِ شما نیستند. / آنان پسران و دخترانِ اشتیاقِ زندگی به خویشاند. از شما میآیند، اما از آنِ شما نیستند.
— خلیل جبران (پیامبر)
در همین چند سطر، همهی سبکِ جبران آشکار است: اندیشهای ژرف دربارهی رابطهی والد و فرزند، بیانشده در تصویری ساده و آهنگین. جبران در خطابهی عشق نیز میگوید که عشق چون فراخواندت، از پیِ او برو، هرچند راهش دشوار و پُرشیب باشد. این آمیزهی حکمت و لطافت، رمزِ ماندگاریِ اوست.
چرا جبران جهانی شد؟
سبکِ جبران را ریشه در چند سرچشمه است: زبانِ کتابِ مقدس با آهنگِ خطابیِ آن، سنتِ حکمتِ شرقی و صوفیانه، و سادگیِ شعرِ منثورِ مدرن. او مفاهیمِ کهنِ معنوی را از زبانِ خشکِ واعظانه بیرون کشید و در قالبی انسانی و همهفهم ریخت. جبران دربارهی خدا و عشق و مرگ سخن میگوید، اما هرگز فرقه یا مذهبی خاص را تبلیغ نمیکند؛ از همین رو خوانندهای از هر باور و فرهنگی میتواند در آینهی سخنِ او خود را ببیند. این عامبودنِ حکمت، جبران را به یکی از پرخوانندهترین شاعرانِ تاریخ بدل کرد.
نکتهبرای خوانندهی ایرانی، حکمتِ جبران آشناست: آهنگِ سخنِ او یادآورِ نثرِ صوفیانهی فارسی و اندرزنامههای کهنِ ماست. شاید به همین دلیل «پیامبر» بارها و به دستِ مترجمانِ نامدار به فارسی برگردانده شده است.
خلیل جبران در سالِ ۱۹۳۱ در نیویورک و در ۴۸ سالگی درگذشت، اما بنا بر وصیتش پیکرش را به لبنان و به همان کوهستانِ زادگاهش بازگرداندند. او به آرزوی دیرینهاش رسید: از شرق برخاست، جهان را درنوردید و سرانجام به خاکِ شرق بازگشت. «پیامبر» همچنان چاپ میشود و خوانده میشود؛ گواهی بر اینکه حکمتِ راستین، مانند خودِ المصطفی، هرگز بهتمامی وداع نمیگوید.
برای خواندنِ گزیدهای از سخنانِ «پیامبر» و دیگر سرودههای خلیل جبران با ترجمهی فارسی، به صفحهی او در سُخنشناس سر بزنید.
بهترین اشعار خلیل جبران را بخوانید