کفتار در نسب همایون حضرت صاحبقران کیتیستان افاضاللّه علیه شایب الغفران
سلطان کامیاب و کامران قطب الدّین امیر تیمور کورکان بن امیر تراغای نویان بن امیر توکل نویان بن امیر ایلنکیر نویان بن امیر ایجل نویان بن امیر قراچار نویان بن امیر سوغان چیچن بن امیر قاجولی نویان بن تومنای خان بن بایسنقر خان بن قیدو خان دوتومنن بن بوقا خان بن بوزنجر خان بن آل انقوا بعضی از حالات آل انقوا در دفتر خامس کذشت و شعبۀ حضرت صاحبقران کامکار از اجداد چنکیز خان در فرزندان تومنای خان بن بایسنقر خان جدا میشود و از جملۀ اولادش قبل خان چهارم پدر چنکیز خان و قاجولی نویان برادرش هشتم پدر حضرت صاحبقران بود و امیر قاجولی اصل قبیلۀ برلاس است و در آن زمان که چنکیز خان بعضی از ممالک محروسه را به پسر خود جغتای ارزانی داشت طایفهٔ از امرای معتبر را ملازم او کردانید و منصب امیرالامرائی جغتای خان را بر امیر قراجار مقرّر داشت و قراجار نویان پدر پنجم حضرت صاحبقرانیست و خدمتش بدارائی مملکت و استمالت لشکری و رعیّتپروری بنوعی قیام نمود که خاص و عام زبان باستحسان او بکشادند و در قواعد جهان کیری و لوازم کشورکشائی بر نهجی قیام و اقدام فرمود که مزیدی بر آن متصوّر نبود آثار جرأت و جلادت و انوار شفقت و عاطفت قراجار نویان بر عالمیان روشن کشت و بعد از وفات جغتای خان امیر قراجار همچنان در الوس او صاحب اختیار بودند و در ایام قراهلاجو شهرستان حیات را از والی روح بپرداخت و چون قراجار نویان رخت بمنزل دیکر کشید و سپهر ناسازکار آنچه مقتضای طبیعتش بود بظهور حوادث ایام و لیالی در قلمرو جغتای خان مترادف و متوالی کشت و و میان اولاد جغتای بمثابهٔ مخالفت روی نمود که زبان قلم از تعریف و توصیف آن قاصر آمد و بواسطۀ کثرت فتنه و آشوب فرزندان قراجار نویان بحوالی قبّة الخضراء کش که آنرا شهر سبز نیز کویند آمده رحل اقامت انداختند.
و اولاد و احفاد امیر قراجار نویان نسلا بعد نسل و بطنا بعد بطن متصدّی امر حکومت آن دیار میشدند و هر پادشاهی که در ولایت ماوراءالنّهر رایت شوکت و حشمت برمیافراشت حکومت آن سرزمین بر آن خاندان ستودهآئین مسلّم و مقرّر میداشت در شهر ربیع الآخر سنۀ ۷۳۶ سلطان ابو سعید بهادر خان وفات یافت و در شب سهشنبه بیست پنجم شعبان سال مذکور موافق سیچقانئیل که مبدأ دور سالهای مغولست امیر تیمور کورکان در ظاهر قبّة الخضراء دلکش کش بطالعی که مشتری استفادهٔ سعادت از آن کند و زهره نوای خنیاکری بر آن سازد جهانرا بنور حضور خویش مزیّن و منوّر کردانید از ناصیۀ میمونش علامات جهانکیری ظاهر و از جبهۀ همایونش امارات عالمستانی باهر و چون اوان رضاع کذرانید سنّ اشرف او بمبادی رشد و تمیز رسید خاطر خطیرش از بدایت دو سالکی بصید و طرید و تاختن و تیر انداختن اشتغال مینمود تا آنزمانکه بر اکثر معمورۀ ربع مسکون مالک شد
حاشیهنویسی
با ادب و دقت بنویس — فقط متنِ فارسی پذیرفته میشود.
در حال بارگذاری حاشیهها…