Elle était déchaussée, elle était décoiffée,
پابرهنه بود، گیسو پریشان،
Assise, les pieds nus, parmi les joncs penchants ;
نشسته، پاها برهنه، میان نیهای خمیده؛
Moi qui passais par là, je crus voir une fée,
من که از آنجا میگذشتم، پنداشتم پریای میبینم،
Et je lui dis : Veux-tu t’en venir dans les champs ?
و به او گفتم: میخواهی با من به کشتزارها بیایی؟
Elle me regarda de ce regard suprême
با آن نگاه والا مرا نگریست
Qui reste à la beauté quand nous en triomphons,
که برای زیبایی میماند آنگاه که بر او چیره میشویم،
Et je lui dis : Veux-tu, c’est le mois où l’on aime,
و به او گفتم: میخواهی؟ این ماهِ دلدادگی است،
Veux-tu nous en aller sous les arbres profonds ?
میخواهی برویم زیر درختان انبوه؟
Elle essuya ses pieds à l’herbe de la rive ;
پاهایش را با علف کنار رود پاک کرد؛
Elle me regarda pour la seconde fois,
بار دوم مرا نگریست،
Et la belle folâtre alors devint pensive.
و آن زیبای بازیگوش آنگاه در اندیشه فرو رفت.
Oh ! comme les oiseaux chantaient au fond des bois !
آه! پرندگان در ژرفای جنگل چه آوازی میخواندند!
Comme l’eau caressait doucement le rivage !
آب چه نرم کرانه را نوازش میکرد!
Je vis venir à moi, dans les grands roseaux verts,
دیدم که به سوی من میآید، از میان نیزارهای بلند و سبز،
La belle fille heureuse, effarée et sauvage,
آن دختر زیبای شادمان، هراسان و وحشی،
Ses cheveux dans ses yeux, et riant au travers.
گیسوانش بر چشمانش، و از پشت آن خندان.
حاشیهنویسی
با ادب و دقت بنویس — فقط متنِ فارسی پذیرفته میشود.
در حال بارگذاری حاشیهها…