در حال آماده شدن…
در حال بارگذاری صفحهدر حال آماده شدن…
در حال بارگذاری صفحهابوالفضل محمد بن حسین بیهقی
دبیرِ دیوانِ رسالتِ غزنویان و مورخِ بزرگِ ایران. «تاریخ بیهقی» (بخشِ بازماندهٔ تاریخِ مسعودی) بهسببِ دقتِ گزارش، روایتِ زنده و نثرِ استوار، از قلههای نثرِ فارسی است.
ذکر بقیة احوال امیر محمد رضی الله عنه بعد ما قُبض علیه الی ان حُوّل من قلعة کوهتیز الی قلعة مندیش
مقامه در ولیعهدی مسعود
(بسم الله الرحمن الرحیم گوینده این داستان ابوالفضل بیهقی دبیر از دیدار خویش چنین گوید که چون سلطان ماضی محمود بن سبکتکین غازی رضی الله عنه در غزنی فرمان یافت [و] ودیعت جان شیرین را بجان آفرین تسلیم نمود پسر بزرگ و ولیعهد وی امیر مسعود در سپاهان بود و بسوی همدان و بغداد حرکت میخواست کردن و از تخت ملک بسیار دور بود، بناء علی هذا امناء و ارکان دولت محمودی از قبیل امیر علی قریب حاجب بزرگ و عضدالدوله امیر ابو یعقوب یوسف بن ناصرالدین سبکتکین برادر سلطان که سپهسالار بود و امیر حسن وزیر مشهور بحسنک وزیر و بونصر مشکان صاحب دیوان رسالت و بوالقاسم کثیر صاحبدیوان عرض و بکتغدی سالار غلامان سرائی و ابوالنجم ایاز و علی دایه خویش سلطان، این جمله با سایر فحول و سترکان بصواب دید یکدیگر دریافت وقت را پسر کهتر سلطان ماضی انار الله برهانه امیر ابو احمد محمد را از گوزگانان که بدار الملک نزدیک بود آورده بجای پدر بزرگوارش بر تخت سلطنت نشانیدند و حاجب بزرگ امیر علی قریب که وجیه ترین امنای دولت بود در پیش کار ایستاده کارهای دولتی را راندن گرفت. و چون امیر مسعود رحمه الله فسخ عزیمت بغداد کرده از سپاهان بری و از ری بنشابور و از نشابور بهرات رسید باز امیر علی بهمداستانی و صلاح دیگر سترکان امیر محمد را در قلعه کوهتیز تکیناباد موقوف نمود و بعذرخواهی آنچه از روی مصلحت رفته بود این عریضه نبشته بصحابت منگیتراک برادر حاجب بزرگ و بوبکر حصیری ندیم سلطان ماضی بدرگاه سلطان شهریار مسعود رضی الله [عنه] انفاذ داشتند)
ذکر ماجری علی یدی الامیر مسعود بعد وفاة والده الامیر محمود رضوانالله علیها فی مدة ملک اخیه بغزنة الی ان قبض علیه بتکیناباد وصفی الامر له و الجلوس علی سریر الملک بهرأة رحمةالله علیهم أجمعین
ذکر ما انقضی من هذه الاحوال والاخبار تذکرة بعد هذا و ورود العسکر من تکیناباد بهراة و ما جری فی تلک المده