سخن‌شناس

در حال آماده شدن…

در حال بارگذاری صفحه
شمارهٔ ۱۰۱ - به شاهد لغت نخکله، بمعنی گوزی ( گردویی) سخت — لبیبی | معنی و شرح — سخن‌شناس