هیچ شاعرِ فارسیزبانی، مانندِ حافظ، در طولِ هفتصد سال بدون وقفه خوانده نشده است. مولانا در بازارهای ترکیه گم شد و قرنها بعد بازگردید؛ نظامی بهتدریج از خانهی مردم بیرون رفت. اما حافظ، در هر دوره از تاریخ، در خانهی ایرانی جا داشته است. این پایداری، تصادفی نیست. حدِاقل پنج ویژگی، حافظ را در این جایگاه نشانده.
یک — زبانِ همیشه تازه
زبانِ حافظ، در میانِ شاعرانِ سدهی هشتم، شفافترین و کمترین واژگانِ منسوخ را دارد. اگر متنِ سعدی را با حافظ مقایسه کنیم، میبینیم که بسیاری از واژگانِ سعدی نیاز به فرهنگِ لغت دارد، اما حافظ را امروز نیز اغلب ایرانیان بدونِ شرح میفهمند. این، حاصلِ گزینشِ آگاهانهی شاعر است که از پیچیدگیِ زبانیِ بیحاصل پرهیز میکرد.
دو — چندمعنایی
ایهام، که در یادداشتی جداگانه به آن پرداختیم، حافظ را برای هر نسل و هر سلیقهای قابلِ خواندن میکند. یک نسل، خوانشِ عرفانیِ غزلها را برمیگزیند؛ نسلی دیگر، خوانشِ زمینی و انسانی. هر دو، حافظ را از آنِ خود میبینند.
سه — موسیقیِ قوی
وزنِ غزلهای حافظ، چنان درست انتخاب شده که در گوش طنین میاندازد. حدودِ هفتاد درصدِ غزلهای حافظ، بر سه وزنِ پرکاربردِ بحرِ رمل، مضارع و هزج سروده شده؛ این وزنها، همنوا با گفتارِ روزمره و آواز فارسیاند.
بشنو از نی چون شکایت میکند / از جداییها حکایت میکند
— مولانا
اگر این بیت از مولانا را در ذهن داشته باشیم و آن را با مطلعِ مشهورِ حافظ مقایسه کنیم — «الا یا ایها الساقی ادر کأساً و ناولها» — میبینیم که هر دو وزنی مشابه دارند، اما حافظ آغازی عربی برگزیده تا غزل را با لحنِ روحانی شروع کند. این ظرافتها، در طولِ هفتصد سال، گوشِ خواننده را مسحور نگه داشته است.
چهار — انسانیتِ بیقید
حافظ، در شعرش، انسان را با تمامِ ضعفها و قوتهایش میپذیرد. او نه واعظ است و نه پیامبر؛ او دوستی است که در کنارت مینشیند و از سستیهایت سخن میگوید بدونِ سرزنش. این لحنِ همراهانه، در هر روزگاری که انسان احساسِ تنهایی میکرد، خواننده را به سوی دیوان کشاند.
پنج — تطبیق با هر زمانه
یک ویژگیِ شگفتانگیزِ حافظ این است که هر دوره، در غزلهایش پاسخی به مشکلاتِ خود مییابد. روزگارِ مشروطه، عارف قزوینی، حافظ را الهامبخشِ آزادیخواهی میدید. روزگار پیش از انقلاب، شاملو در حافظ، نخستین صدای مقاومتِ فرهنگی را میجست. در روزگارِ ما، حافظ همچنان زنده است — زیرا غزلهایش نه به یک زمان وابسته است و نه به یک ایدئولوژی.
نکتهحافظ ماند، نه بهخاطرِ سفارشِ دولتی یا اجبارِ تحصیلی، بلکه بهخاطرِ اینکه خوانندهی ایرانی، در هر نسلی، خود را در آینهی او دیده است.